روزگاری به خیال تو دلخوش بودم، روزگاری چه شیرین بود گرمای وجودت، آهنگ دلنشین نوای کلامت و آن نی نی چشمانت که مرا با خود به شگفت انگیز ترین و غریب ترین دیار سوق می داد! روزگاری چه دلخوش بودم به بودنت به نوازشهای هر روزه، به گرمای محبتی که لحظه ای سرد پیکرم را رها نمی کرد و آآآآآآآه آه و صد افسوس که چنان بی دفاع و به ناگاه خود را از من دریغ داشتی که هنوز تمام بدنم از عطر تو آکنده است و تمام وجودم از حسرت رفتنت......... آه که چه روزگار زشتی است! آه که من چقدر تنهایم و به وسعت تنهایی خود غمگینم! و به وسعت تنهایی خود غمگینم! و به وسعت تنهایی خود غمگینم! لحظه ای مرا دریاب مرا دریاب که دل دریایی من بی تو مرداب است....دریاب
اين هم همين طور!!!
ReplyDeleteya!!
ReplyDeleteThis comment has been removed by the author.
ReplyDeletekheiliam romantic e va neshan az masumiate cheshmane farde mazkoor darad!
ReplyDelete