Friday, August 27, 2010

خنك آن قمار بازي كه بباخت هر چه بودش/ بنماند هيچش الا هوس قمار ديگر

و در جایی که آدم تک و تنها و دور از یار و یاور در سرزمین بیگانه مانده است و اگر آخرین، آری آخرین گولدنش را به بازی بگذارد دیگر پولی برای خورد و خوراک فردا نمی‌ماند، چنین احساسی، باور کن، طرفه احساسی است! بردم و بیست دقیقه بعد از قمارخانه که بیرون زدم، صد و هفتاد گولدن در جیبم بود. بلی قربان، خلاف نمی‌گویم! گاهی آخرین گولدن یعنی این! ولی اگر آن بار شهامت از دست داده بودم، اگر جرئت نکرده بودم آخرین بخت را بیازمایم؟   
قمارباز/ فیودور داستایفسکی

2 comments:

  1. به به!!! از فيس بوك ور مي داري اين جا مي ذاري؟

    ReplyDelete
  2. ino ye duste azizaaaaaaaaaaam be man hedyeh karde bud! manam chon baram aziz bud inja gozashtamesh!! ;-)

    ReplyDelete